نقطه
دلم بس گرفته است در این مهمان خانه آدم کش.روزش تاریک!
من گم شدم بين حس بودن و نبودن
بين حيات و مرگ بين گناه و معصوميت
من گم شدم در ظلمت شب بدون حضور تو
گفتي : به تنهايي من دست نزن من تنهاتر از آنم كه تنها بمانم
اما ميداني من آخر تنهایم
نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت
22:24 توسط حسین| |
| Design By : Night Skin |


