نقطه
دلم بس گرفته است در این مهمان خانه آدم کش.روزش تاریک!
دلم بس گرفته است در اين مهمان خانه ي آدم کش. متنفرم.بيزارم...... از خودم،آره از خودم هم بيزارم.....بيزار. با يک دنيا دلتنگي مينويسم.... با يک دل پر از دوست...... با هزار درد نگفته.... امروز ميخوام مثل يک هيزم شکن تيشه بزنم به ريشه ي همه چيز!! ميخوام بکنم خودم رو از اين دنيا ي نامرد! خسته ام . خسته تر از خستگي... خسته تر از اوني که بشه بهش تکيه کرد!!! ديگه حوصله ي هيچ چيز و هيچ کاري رو ندارم. حتي حوصله ي خودم رو هم ندارم... اي خدا،تنهاييم چقدر خوب بود و من قدرش رو ندونستم!!!! توي تنهاييم چه دنيايه خوبي داشتم!!! چه رفيق هاي خوبي.که هيچ وقت تنهام نميزاشتن! چه رفيق هاي بامعرفتي که هيچ وقت نامردي نميکردن!!! غم!!! دلتنگي!!!!!!! و ....... و از همه مهمتر خودت رو داشتم!!!!!! و خدا جون و من تو رو هم ناديده ميگرفتم!!! اما خدا جون اين هيزم شکن داره آخرين تبر هاش رو به درخت دنيا ميزنه!!! ديگه داره کنده ميشه!!! ديگه داره کنده ميشه!!! دوستان و رفيقان و نارفيقان!!!! از همتون که توي اين مدت منو تحمل کردين ممنونم! هيچکدومتون فراموش شدني نيستين! اين وبلاگ براي مدت نامعلومي بسته شد!! تاريخ آپ بعدي نامعلوم ميباشد و به احتمال زياد هيچ وقت!!! اما هر وقت آپ کردين خبرم کنين. قول نميدوم زود بيام و بترکونم. اما ميام!! پس حلالم کنين! همتون رو دوست دارم! «و خنده فراموش نشه» علي يارتون!!! خدایا.... آبروي مرا به توانگري نگه دار، و ارزش مرا به تنگدستي از بين مبر که ناچار شوم از روزي خواران تو روزي خواهم، و از آفريدگان بدکارت مهرباني جويم، و به ستايش آن کس که به من ببخشايد گرفتار آيم، و به بدگويي آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم... نهج البلاغه، خطبه 216 آرام باش، توکل کن ،تفکر کن، سپس آستینها را بالا بزن، آنگاه دستان خدا را می بینی که پیش از تو دست به کار شده اند.

متنفرم.....
از اين دنيا و چرخ گردونش متنفرم.
از سرنوشتي که برام رقم خوره بيزارم.
از دقايقي که هر ثانيش به اندازه ي يک عمر ميگزره...
از لبي که مجال خنده نداشت....
از دلي که جز غم راه نداشت.....
از دوستي که فرصت ماندن نداشت...
از چشمي که ديگه توان اشک ريختن نداشت....
از قلب شکسته اي که ديگه چيزي براي شکستن نداشت...
از سکوتي که فرصت فرياد نداشت...
از دل گرفته اي که همراز نداشت...
از دردي که دوا نداشت....
از زندگي که صفا نداشت....
ديگه حوصله ي هيچ چيز و هيچ کس و هيچ کاري رو ندارم.
امان از روزي که همه ي آرزو هات تبديل بشه به يک آرزو . اون هم......
| Design By : Night Skin |


