نقطه
دلم بس گرفته است در این مهمان خانه آدم کش.روزش تاریک!
با قلمم ميگويم: اي همراز،اي همراه، اي هم سرنوشت، هر دومان حيران بازي هاي دوران هاي زشت، شعر هايم را نوشتي . دست خوش: اشک هايم را کي خواهي نوشت؟ ميگن خدا يار بيکسونه!!!!! ميگن خدا خيلي مهربونه!!! من باور نميکنم!!!!!!!!!! من يکي باور نميکنم!!!!!!!!! چيه .......؟؟؟؟؟ چي ميگين؟؟؟؟؟؟ کفر ميگم .آره کفر ميگم!! ميخوام از امروز ديگه کافر باشم!!!! لااقل ميدونم ديگه خدايي هم ندارم کمکم کنه! ديگه ميدونم تنهاي تنهام! همه به ظاهر دوستن! که صد البته نشتن خنجر دوستيشون توي پشتت، چه دردناکه! ديگه بريدم!!به خدا ديگه خسته شدم! ميفهمين...............!!!!! اي خداااااااااااا ........ تو که يار بيکسوني،تو که مهربوني .... بيکس تر از من هم آفريدي؟ پس کو مهربونيت؟من که جز غم توي زندگيم چيزي نميبينم! آهاي ، دنيا رو نگه دارين ، ميخوام پياده شم! ميخوام پياده شم!!!!!!! دلم گرفته آسمون....... نميتونم گريه کنم! تو يک کاري بکن.....
| Design By : Night Skin |


