تبليغاتX
نقطه


نقطه

دلم بس گرفته است در این مهمان خانه آدم کش.روزش تاریک!

سلام دوستان.

امیدوارم حال همتون خوب باشه.

من باز هم آپ کردم.اما این یکی با بقیه فرق داره.این آپ برای قدردانی از همه ی کسانیست که تا به حال تنهام نذاشتن، کمکم کردن،به حرف هام گوش دادن و با من همدلی کردن.

همچنین برای بعضی ها که من ناخواسته قلبشون رو شکستم.و از من دلگیر شدن. امیدوارم من رو به بزرگی خودشون ببخشن.

آپ قبلی قرار بود آخرین آپ باشه . میخواستم دیگه تنهاتون بزارم تا از دست چرند و پرند من راحت بشین.الان هم نمیدونم ادامش چی میشه.باز هم بین شما دوست های خوب هستم یا نه.

برای همتون آرزوی موفقیت میکنم و ازتون میخوام برام دعا کنید.

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 23:2 توسط حسین| |

کجایی مرگ؟

ای آشنای دیرین ! آمدنت چقدر طولانی شده است

 ای تنها حقیقت ممکن

ای تنها نامی که بیش از یک نامی

 ای حقیقتی که دیگر  سراب  ، نیستی

ای آشنا یی که روزی ،  بی هیچ شکی ، از راه خوهی رسید

کجا یی مرگ؟!!!

تنها مسافری که می دانم پس از هزاران بار دیدار در رویا

 روزی رویا هایم را با آمدنت تعبیر خواهی کرد

"من بیش از این تاب انتظار ندارم"

کجایی مرگ؟!!!

 کجایی ای تنها حقیقت راستین

من تنها می توانم آرزوی آمدنت را بکنم

با اینکه دیگر طاقتی نمانده در انتظارت ،  نمی توانم به سویت بیایم

بالهایم شکسته اند و پاهایم بسته

حتی برای سقوط در گودال تاریک گور هم نمی توانم گامی بردارم

تنها پنجه می سایم و ناله میزنم و فرو میروم.....

کجایی مرگ؟!!!

 ای میهمان عزیز

می دانم روزی از راه میرسی و مرا از انتظار می رهانی

 زودتر ییا که تنها امید م به آمدن توست

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 20:28 توسط حسین| |

قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا وز که خبر آوردی؟
خوش خبر باشی ، اما، اما
گردِ بام و درِ من
بی ثمر می گردی

انتظار خبری نیست مرا
نه زیاری نه ز دیار و دیاری باری
برو آنجا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آنجا که تو را منتظرند

قاصدک
در دلِ من همه کورند و کرند

دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی، تو دروغ
که فریبی، تو فریب

قاصدک! هان، ولی… آخر… ای وای
راستی آیا رفتی با باد؟
با تو ام، آی! کجا رفتی؟ آی
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی جایی؟
در اجاقی طمع شعله نمی بندم-
خردک شرری هست هنوز؟

قاصدک
ابر های همه عالم شب و روز
در دلم می گریند

-----------

مهدی اخوان ثالث

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 9:5 توسط حسین| |


Design By : Night Skin