تبليغاتX
نقطه


نقطه

دلم بس گرفته است در این مهمان خانه آدم کش.روزش تاریک!

لحظه ي بودن و موندنم ديگه سر اوموده
فال من به نام تو ببين چقدر بد اومده
مينويسم روي سنفوني غريب زندگي
من فراموشت نميکنم عزيز به سادگــــي
بيا سر مزار من ، آرومو آهسته عزيز
طاقت گريه ندارم ، اشکي براي من نريز
مي خوام بگم ، دوست دارم
حتي اگه، جدا باشيم
اين همه فاصله کمه
اگه به ياد هم باشيم

وقتي خنديدي به رفتنم دلم ، از تو شکست
بعد تو ديگه دلم ، دل به غريبه ها نبست
تک تکه خاطره هامون هرچي بود ، ديگه گذشت
جاي من ، کي توي قلب ، مهربون تو نشست
بيا سر مزار من ، آرومو آهسته عزيز
طاقت گريه ندارم ، اشکي براي من نريز
مي خام بگم ، دوست دارم
حتي اگه، جدا باشيم
اين همه فاصله کمه
اگه به ياد هم باشيم

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:51 توسط حسین| |

سلام دوستان.
اميدوارم حالتون خوب باشه.
امروز انقدر خوشحالم که حيفم اومد چيزي توي وبم ننويسم.
ولي هرچه گشتم مطلبي رو که مناسب احوال من باشه پيدا نکردم.
پس خودم نوشتم،تحملم کنين!!!
البته ناگفته نماند اين رو مديون شما دوستان خوبم هستم.که هيچ وقت منو تنها نزاشتين
وفاي عزيز که خيلي راهنماييم کرد«اميدوارم هرچه زود تر بهاري بشه»...
عزيز دلم «گل پـــــــــري»خانم که هر روز کمکم ميکرد و تنهام نمي گذاشت...
دوست خوبم هانا که هر وقت آپ ميکرد خبرم ميکرد!
و....
از همه شما ممنونم .اميدوارم بتونم اين لطف شما رو جبران کنم
از خدا خواستار بهترين ارزوها براي شما هستم

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:33 توسط حسین| |


Design By : Night Skin